شکسته بال

 

منم آن طبیب بیمار

که خودم شکسته بالم

نه پری به پر گشودن

نه دلی به راز دارم

قفسم شکسته و خود

قفسی به پا دارم

به کجا روم که هرجا

بود آتشی به جانم

 

 

توحید . ف

 

لینک نوشته
       

بنام آنکه بخشید خاک را جان             بنامید نام آن موجود انسان

 

چه لذت بخش است...

                  سراندن ساق های لخت روی تشک سرد...

 

 و ناگاه...

                 چه نفس گیر است کشف گرمی پاهای تو...

 

 نوشته ... ساسان

 

لینک نوشته
       

بچــــــــــــــــــــــــه

 

-         خودت میدونی که بچه دار شدن چقدر دردسر داره

-         نترس عزیزم ، خدا روزی رسونه

-         من که نگران خرج و مخارجش نیستم ، نگرانیم بابت تربیت و بزرگ کردنشه

-         عزیزم نگران واسه چی ؟ خودم به بهترین نحو ممکن تربیتش میکنم

-         اتفاقاً من نگران همین یک موردم عزیزم

 

توحید . ف

لینک نوشته
       

بنام آنکه بخشید خاک را جان             بنامید نام آن موجود انسان

  

اگر مرجان رو تو تنگ نگهداری،  چند سانت رشد میکنه...

 اگه تو دریا باشه، چند ده سانت...

 و اگه تو اقیانوس باشه می تونه چند متر رشد کنه و بزرگ شه...

 

  نوشته ... ساسان

 

لینک نوشته
       

بنام آنکه بخشید خاک را جان             بنامید نام آن موجود انسان

 

- چه بدشد که یلدا افتاده تو محرم، حالا نمیدونم برم روضه یا برم واسه شب یلدا..

 

- حتما امام حسین انار و هندونه هم دوست داشته.. پس برو واسه شب یلدا، برای امام حسین انار و هندونه بخور..

 

نوشته ... ساسان

 

لینک نوشته
       

من و ازدواج

 

 ] در دوران خواستگاری [

دخترخانم : میشه بپرسم چرا تصمیم به ازدواج گرفتین ؟

من : به هزار و یک دلیل ...

دخترخانم : مثلاً ؟!

من :

- پدر بزرگم آرزوشه قبل از فوتش دامادیم رو ببینه

- برادرم منتظر رفتنمه تا نوبت ازدواجش بشه

- عمه ام گفته تا زن نگیری ایران نمیام

- خاله ام هفتاد هزار تومان خرج موهاش کرده گفته جون هرکی دوست داری زود زن بگیر، خرجم یه استفاده ای بشه

- دختر عموی مادرم گفته آقا توحید تورو خدا تا ما تو این محله ایم ازدواج کن

- داماد خاله ی مادرم گفته تا کیبوردم رو نفروختم زن بگیرتوی عروسیت نوازندگی کنم

- مادرم کلا ً داره هلم میده و عجله داره

- پدرم میگه نکنه عقیمی ؟

- دوستان متعهلم میگن زود زن بگیر تا خانوادگی رفت و آمد کنیم

- دوستان مجردم میگن زود زن بگیر که یه شیرینی بگیریم ازت

- آن یکی پدر بزرگ ، خیلی ذوق وشوق با آبکش آب آوردن داره

- عمو و دایی معتقدند روح مادربزرگام توی خاک اسیر ازدواج منه

- دایی کوچیکه میگه تا توی بانکم ، زن بگیر تا وامتو درست کنم

- شوهر عمه ی عموم میگه زود زن بگیر تا خونمو بهت اجاره بدم

- مدیرمون میگه مجرد بمونی اخراجت میکنم

-  پسر داییم میگه تورو خدا قبل کنکورم ازدواج کن

- پسر همسایمون میگه ...

دخترخانم : ممنونم ، تا همین جاش کافیه ...

 

توحید . ف

لینک نوشته
       

بنام آنکه بخشید خاک را جان             بنامید نام آن موجود انسان

 

غم و شادی همسایه دیوار به دیوار همدیگن...

 

همیشه طوری شادی کن، که خواب همسایش بهم نریزه..

 

 

قسمتی از متن سریال زیر تیغ

 

 نوشته ... ساسان

 

لینک نوشته
       

بنام آنکه بخشید خاک را جان             بنامید نام آن موجود انسان

 

- دیشب تو ساختمون بلوتوث یکی روشن بود... کلی فیلم و عکس واسه هم فرستادیم... اسم بلوتوثشم 1953 بود...

 

- این که بلوتوث خواهر منه..!!

 

نوشته ... ساسان

لینک نوشته
       

مجلس رندان

 

شاعری قصد غزل کرد : قافیه هایش همه (( پندارم تویی ))

گفت مصرعی: (( هر که پیدا میشود از دور پندارم تویی ))

 

نکته سنج گفتا : فلان ، شــــاید خـــری یا اشـــتری آید زدور

زد لبخند  و خواند : ای عجول ِ پرادعا ، باز هم پندارم تویی

 

توحید . ف

 

     *  جملات داخل گیومه از مولانافخرالدین علی صفی میباشد

 

لینک نوشته
       

بنام آنکه بخشید خاک را جان             بنامید نام آن موجود انسان

 

- الو، سلام علی... الان دارم دور کعبه طواف میکنم... جات خالیه واقعا... نیستی ببینی چه خانومای خوشکلی اینجا هستن..!

 

- التماس دعا.. ما رو از دعای خیرت بی نصیب نذار..!!

 

نوشته ... ساسان

 

لینک نوشته