همچراغی

 

بنام آنكه بخشید خاك را جان             بنامید نام آن موجود انسان

 

انتظار = ...

 

انتظار ... برعکس خیلیا، من از انتظار خیلی خوشم میاد. مخصوصا انتظاری که بدونم آخرش یه اتفاق خوب قراره بیفته. اَی حال می ده این انتظار طولانی بشه ... ولی یه طورایی انتظار مثل تنبلیه ... آدم منتظر همه چی رو می ذاره کنار و تمام فکر و ذکرش میشه موضوع انتظارش.

انتظار = تنبلی

تنبلی هم خودش یه کاریه ها ... هر کسی نمی تونه انجامش بده. بعضی وقتا حوصله آدمو سر می بره .. ولی آدمای تنبل خیلی فکر می کنن .. اصلا ارتباط مستقیمی بین تنبلی و فکر کردن وجود داره ..

انتظار = تنبلی = فکر کردن

فکر کردن هم چیز جالبیه. بعضی وقتا به یه موضوعی شروع می کنی فکر کردن، ولی آخرش می بینی سر از ترکستان درآوردی ... تقریبا مثل بازیه.

انتظار = تنبلی = فکر کردن = بازی

شما بازی سراغ دارین که توش شانس نباشه؟ اصلا یکی از رکنای اصلی بازی شانسه. اصلا بازی یه کلمه یونانیه که معنی اون شانسه. (؟؟!!) (چرا لاف میای پسر؟)

انتظار = تنبلی = فکر کردن = بازی = شانس

شانس هم بگیر نگیر داره ها ... اگه گرفت که توپت پر می شه، اگرم نگرفت، که توپت پنجر میشه (تازه اگه باز شانس بیاری و توپت منفجر نشه) ... شانس اومد و نیومد داره ... مثل تعارف.

انتظار = تنبلی = فکر کردن = بازی = شانس = تعارف

امان از این تعارف، که هرچی می کشیم از این تعارف کردنه ... شده عینهو آمریکا ...!!

انتظار = تنبلی = فکر کردن = بازی = شانس = تعارف = آمریکا

...................................

..............

انتظار = ؟

 

كوچیك شما ... ساسان

تا بعد ... یا حق

 

   + توحید فراهانی ; ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ ; ۱٤ اردیبهشت ۱۳۸٥
comment نظرات ()