همچراغی

 

بنام آنكه بخشید خاك را جان             بنامید نام آن موجود انسان

 

چند وقت پیش یكی از دخترای فامیل بهم گفت: «تو اگه یكی رو دوست داشته باشی (و بخوای باش ازدواج کنی) چه كار می كنی؟»

گفتم: «می شینم باخودم فكر می كنم و اول از همه نگاه می كنم ببینم شرایط ازدواج رو دارم یا نه ... (كما اینكه این كار رو یه بار انجام دادم و به این نتیجه رسیدم كه حالا حالاها واجد شرایط نیستم) ... اگه داشتم، اونوقت به هر طریقی كه شده بش می گفتم (چون فكر می كنم گفتنش سخته!! یا حداقل من یكی بلد نیستم بگم) ... اگر هم نداشتم كه هیچی، فكر ازدواج رو از سرم خارج می كنم (ولی به دوست داشتنش ادامه خواهم داد!) ...»

گفت: «حالا به نظرت من اگه از یكی خوشم بیاد چكار كنم؟»

یكم فكر كردم، بعد گفتم: «به نظر من تو هم اول فكر كن ببین شرایطشو داری یا نه، بعد اگه نتیجه مثبت بود، سعی کن تا اونجا که می تونی مستقیم حرفتو بش بزنی و کمتر دنبال این باش که بطور غیر مستقیم حرف بزنی، چون ممکنه یا متوجه منظورت نشه، یا سوء برداشت کنه ... اگه قبول كرد، كه خوب مباركه و اینا ... اگر هم قبول نكرد تكلیفت مشخصه و باید سعی كنی ازدواج با اونو فراموش كنی (اگه خواستی همچنان دوسش داشته باش) ... اگر هم بت خندید و مسخرت كرد، که همون بهتر که این ازدواج سر نگیره .. چنین کسی لیاقت دوست داشتن رو نداره ...»

 

بعدش داشتم واسه خودم فكر می كردم كه چرا باید اینطور باشه كه یه دختر نتونه به كسی اظهار علاقه كنه .. بعضیا هم (بخاطر آموزش غلط) فكر می كنن كه چه گناه بزرگی مرتكب شدن كه كسی رو دوست دارن (عاشق شدن) و هی خودشونو سرزنش می كنن ... تازه اگه یكی بخواد عشقشو ابراز كنه، باید چقد با خودش كلنجار بره و چقد سختی بكشه تا آخرش خودشو راضی كنه و بیاد حرفشو بزنه؛ كه آخرشم اگه مورد تمسخر قرار بگیره، چقد غرورش شكسته می شه و ممكنه از خودش بخاطر كاری كه كرده بدش بیاد و دچار مشكلات روحی روانی بشه و آخر و عاقبتش هم كه الله ُ اعلم!!!

البته این فقط در مورد دخترا نیست، واسه پسرا هم همین سختیا و ترس از تمسخرو غیره وجود داره ... ولی به نظر من وضع واسه پسرا فرق می كنه، پسرا باز راحت تر می تونن باش كنار بیان ...

در آخر هم بگم که به نظر من هدف از ازدواج مهمتر از آمادگی داشتن واسه ازدواجه، که اگه فرصت شد در مورد اون هم صحبت می کنم ...

 

كوچیك شما ... ساسان

تا بعد ... یا حق

 

   + توحید فراهانی ; ۳:٥۱ ‎ق.ظ ; ۱۱ آبان ۱۳۸٤
comment نظرات ()