همچراغی

 

بنام آنكه بخشید خاك را جان           بنامید نام آن موجود انسان

 

سلام.

به نظر شما، ازدواج وظیفست یا یه نیازه؟

به نظر من یه نیازه، و آدم هر وقت این نیاز رو در خودش احساس کرد باید بره سراغش. اینکه می گن سن ازدواج فلان تا فلان ساله، به نظر من درست نیست. اصلا نباید واسه ازدواج سن گذاشت. کسی که می خواد ازدواج کنه، باید یه سری شرایط داشته باشه:

1-    باید از نظر فکری و عقلی به یه رشدی رسیده باشه: حالا ممکنه یکی تو 20 سالگی به این رشد عقلی و فکری برسه، یکی ممکنه تو 30-32 سالگی هم بش نرسه. بستگی داره به فرد.

2-    از نظر مالی شرایط مناسبی داشته باشه: بعضیا می گن "خدا کریمه، توکل کن به خدا، خودش جور می کنه". به قول معروف: "درسته خدا روزی رسونه، ولی یه اِهِنی باید کرد". (یعنی باید خودتم یه تلاشی بکنی که خدا روزیتو بت برسونه).

منظور از مناسب اینه که بتونه جوابگوی یه زندگی راحت باشه، نه حداقل زندگی. چون این دوتا با هم فرق دارن.

3-    به استقلال (هم مالی، و هم فکری) رسیده باشه: کسی که به قول معروف دستش تو جیب باباشه، هیچ تضمینی نداره که فردا که ازدواج کرد، باباهه حاضر بشه بازم خرج خودشو زنشو (احیاناً بچه شو) بده .. تازه گیریم که بده هم، کسی که واسه هر چیز کوچیکی باید دستشو پیش باباش دراز کنه، دیگه پیش زن و بچش غرور و احترامی واسش نمی مونه. در ضمن، باید قدرت تصمیم گیری داشته باشه. وقتی نتونی واسه مسایل کوچیک خودت تصمیم بگیری، چطوری می خوای واسه آینده ی خودت و یکی دیگه تصمیم گیری کنی؟ اینطوری که دوتاتون (اگه بیشتر نباشین!!) به نا کجا آباد میرید ..

4-    باید اول از عهده خودش بر بیاد: من به زندگی مجردی یا مستقل (هم واسه مرد، هم واسه زن) خیلی معتقدم.. مخصوصا مرد.. کسی که نتونه از عهده خودش بر بیاد، چطور می تونه مسئولیت زندگی یکی دیگه رو هم به عهده بگیره..؟

و یه سری شرایط دیگه که فعلا حضور ذهن ندارم .. شما اگه چیزی به ذهنتون رسید لطفا بگید ...

در مورد ازدواج زیاده می شه حرف زد .. اگه علاقه مند باشید ادامش بدیم، اگر هم نه، بگین تا بحث رو عوض کنم .. ممنون از همه ..

كوچیك شما ... ساسان

تا بعد ... یا حق

   + توحید فراهانی ; ۱:٢۱ ‎ق.ظ ; ۱٥ آبان ۱۳۸٤
comment نظرات ()