همچراغی

 

بنام آنكه بخشید خاك را جان  بنامید نام آن موجود انسان

غصه مي خوردم كفش ندارم، يكي را ديدم پا ندارد.

حتما تا حالا این جملات رو شنیدین .. "چرا فقط من؟"، "چرا هر چي بلاست باید سر من بیاد؟"، "مگه من چه گناهی کردم؟"، "من چقد بدبختم" و ... شایدم خودتون از این جملات یا جملات مشابه استفاده کرده باشین ... من خودم یه زمانی اين طوري بودم ولی خدا رو شكر عوض شدم ...

فکر ميكنم اگه به مسائل و مشکلاتمون یه طور دیگه نگاه کنیم، این جملات کمتر شنیده بشه. حتی میشه به همه چیز خوش بینانه نگاه کرد ... من خودم اینو امتحان کردم، و از نتیجش راضیم .. شما هم یه امتحانی بکنید ضرری نداره ...

من یه زمانی (که خیلی جوان بودم!!) هی می رفتم جلو آیینه، به خودم می گفتم: "من چرا اینقد زشتم؟ همینه که هیچ کس از من خوشش نمیاد. و ..". بعد که یکم بزرگتر شدم، دور و اطرافم و خوب نگاه کردم. دیدم خیلیا هستن که از من زشت ترن، ولی هی خودشون و سرزنش نمی کنن، تو سر خودشونم نمی زنن ... بعد دوباره به خودم نگاه کردم دیدم نه! خودمونیم، اونقدرا هم زشت نیستم، یه جذابیتایی دارم. این هم که بعضیا، بعضی وقتا محلم نمی ذارن، واسه رفتارمه. و بعدش توی رفتارم تجدید نظر کردم و خدا رو شکر الان دیگه اون مشکلات رو ندارم و تقریباً با هر شرایطی سازگار می شم ...

اون جمله بالا هم واسه این گذاشتم که بگم، آدم همیشه باید واسه چیزی که داره شاکر باشه. نه اینکه واسه بهترش تلاش نکنه؛ ولی اون چیزی رو که داره هم قدر بدونه. یه جمله معروف هست که میگه: "چه بسا کسانی که به حال شما آرزومندند."

موفق باشین ...

كوچیك شما ... ساسان

تا بعد ... یا حق

   + توحید فراهانی ; ٤:٤۸ ‎ب.ظ ; ٢۳ آبان ۱۳۸٤
comment نظرات ()