همچراغی

 

بنام آنكه بخشید خاك را جان          بنامید نام آن موجود انسان

  

پيله ابريشم 

روزي سوراخ كوچكي در يك پيله ظاهر شد. شخصي نشست و ساعتها تقلاي پروانه براي بيرون آمدن از سوراخ كوچك پيله را تماشا كرد. ناگهان تقلاي پروانه متوقف شد و به نظر رسيد كه خسته شده و ديگر نمي تواند به تلاشش ادامه دهد. آن شخص مصمم شد به پروانه كمك كند و با برش قيچي سوراخ پيله را گشاد كرد. پروانه به راحتي از پيله خارج شد اما جثه اش ضعيف و بالهايش چروكيده بودند. آن شخص به تماشاي پروانه ادامه داد. او انتظار داشت پر پروانه گسترده و مستحكم شود و از جثه او محافظت كند اما چنين نشد. در واقع پروانه ناچار شد همه عمر را روي زمين بخزد. و هرگز نتوانست با بالهايش پرواز كند. آن شخص مهربان نفهميد كه محدوديت پيله و تقلا براي خارج شدن از سوراخ ريز آن را خدا براي پروانه قرار داده بود تا به آن وسيله مايعي از بدنش ترشح شود و پس از خروج از پيله به او امكان پرواز دهد.

 

گاهي اوقات در زندگي فقط به تقلا نياز داريم. اگر خداوند مقرر ميكرد بدون هيچ مشكلي زندگي كنيم، فلج ميشديم - به اندازه كافي قوي نميشديم و هر گز نمي توانستيم پرواز كنيم.

 

كوچیك شما ... ساسان

تا بعد ... یا حق

 

   + توحید فراهانی ; ٦:٢٢ ‎ب.ظ ; ٢٩ دی ۱۳۸٤
comment نظرات ()