بیکاری

 وفتی بیکار میشی :

هفته اول که فقط میخوابی ، هر از چندگاهی ازخواب بیدار میشی و چهار تا فحش حواله رییس سابقت میکنی که قدر تو رو به عنوان بهترین ولایقترین کارمند کشورندانسته و دوباره میگیری میخوابی، اینقدر میخوابی که دیگه خودتم بکشی خوابت نبره

هفته دوم  همه چیز به ت..مته ، اینقدر همه چیز به ت..مته که احساس انگل جامعه بودن توی وجودت ریشه میکنه

هفته سوم حوصله ات سر میره و به فکر چاره میافتی ، اینقدر به فکر چاره میافتی که حوصله ات بازم سر میره

هفته چهارم  تلفن را برمیداری و تمام دوستان و رفقایی که تا همین دیروز محل سگ بهشون نمیذاشتی رو یک به یک یاد میکنی و التماس دعا میگی ، اینقد التماس دعا میگی که جونت دراد

هفته پنجم به حول و قوه الهی با صفحه 23 نیازمندیهای همشهری شروع میشه ، اینقدر رزومه کاری میفرستی و نیازمندیها میخونی که میری سر هفته ششم

هفته ششم  با درود تهیت به روح پرفتوح رییس جمهور و خوار ومادرش شروع میشه ، اینقدر هر ده دقیقه یقه ملت رو میگیری که نان و آبتون نبود که انقلاب کردین تا دو تا کشیده نروماده مشتی بخوری و بشینی سر جات

هفته هفتم افسرده میشی ، اینقدر افسرده میشی که همه مطمئن میشن زن میخوای

...

.

 

.

هفته پنجاه و دوم یه کار خیلی مزخرف پیدا میشه ، اینقدر تو این مدت فوق لیسانستو فک و فامیل زدن توی سرت که مجبوری به همون مزخرف کار لبیک بگی و ...

 

/ 6 نظر / 13 بازدید
توحید

البته ما که بیکار نمیشیم [چشمک]

ایمان آرزه

سلام و درود ... از وبلاگِ زیباتون کوتاه دیدن کردم. با سلیقه اید، خسته نباشید. البته حتما بهتر از این هم میشید. اگر وقت داشتید خوشحال می شم به دست نوشته های بنده سری بزنید و نظر زیباتون رو ثبت کنید. ضمنا! یادتون نره! تو نظرسنجی هم حتما شرکت کنید. سپاس ...

نفس

:دی بسیار عالی

یه شکلات

امیدوارم برای شما هرگز این وضع پیش نیاد[گل]

فاطمه

تکبییییییییییییییییییییییییییییر[نیشخند]

سحر

پس من الان تو هفته ی اولم :)