بنام آنكه بخشید خاك را جان             بنامید نام آن موجود انسان<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

بعضی وقتا آدم می مونه که چی بنویسه ... بعضی وقتا هم اینقد مطلب واسه نوشتن داری که نمی دونی کدومشو اول بنویسی، یا چطوری شروع کنی به نوشتن ... الان من وارد چنین بازی پیچیده ای شدم ..!

از هفته پیش که Up کردم، هر چی فک میکنم که چی بنویسم به جایی نمی رسم .. مطالب زیادی به ذهنم اومد ولی همشون فقط به درد خودم می خوردن و فک نکنم کسی از خوندن اونا خوشش بیاد ... بخاطر همین اونا رد شدن .. الانم که دیگه دیر شده واسه نوشتن ...

به قول خانم مجری برنامه شبانگاهی رادیو، شبکه جوان (یا شبکه فرهنگ، دقیقا نمی دونم کدومشون بود):

 

آهای دریغ و حسرت همیشگی! ناگهان چقدر زود، دیر می شود.

 

نوشته ... ساسان

تا بعد ... یا حق

/ 5 نظر / 2 بازدید
hoda

خوب به شما حق می دم چون قبلا گفتم از قول دکتر که سرمايه های هر دلی حرفههايی ست که برای نگفتن دارد و هرگز به ابتذال گفتن دچار نمی شن حالا شده حکايت شماو حرفاتون. موفق باشين

tohid

dige kheyli baham harf zadim , chi benevisam ke delet shad behse?ha

سانی

بار آخرت باشه ميای توی وب من تهديد می کنی به پيشنهاد اوستا بابا و درخواست خودت لينکتو گذاشتم حالا هم بر می دارم. چون کامنتهایت گستاخانه است. منم اصلا اهل شوخی نيستم ضمنا این کامنتت رو هم حذف می کنم زرشک ، حال منو ميگيری ، ميخوای بدم حالت رو بگيرن تو 8 دقيقه ؟ بدم بچه ها اسيد بريزن تو صورت بلاگت ؟

سانی

اون کامنتم هم توی پست قبلی حال گيری نبود گفتم مجبور نيستی نظر بدی توی پستهايی که نظری نداری