دل تنگ

 

دلم لک زده واسه یه مهمونی...
از این مهمونیا که 50 نفر با صدای بلند هم زمان توش زر زر میکنن وتلویزیون هم اونورتر با ولوم بالا واسه خودش عرعر میکنه...
از این مهمونیا که تو یه اتاق 20 متری پذیرایی 4 تا بچه پنج و شش ساله هم مثل سگ افتادن به جون هم و از لا به لای مهمونا و میوه ها دنبال هم میدوند...
از این مهمونیا که دو تا نوزاد هم توش باشه دم به دم برینن تو پوشکشون و عرعر کنن...
از این مهمونیا که تا 2 نصفه شب طول میکشه...

 

/ 8 نظر / 9 بازدید
توحید

ببین اوضاع چقدر خرابه[چشمک]

حمید

بگیر ما رم بدعوت

یه شکلات

اون بخش بچه ها و نوزادان رو ازش حذف کنی منم هوس یه مهمونی شلوغ رو کردم. ولی یادتون باشه بچه همه چیز را بر آدم کوفت می کند حتی مهمانی را[عینک]

مرضیه

یک مقدار عاشقانه و مهربانانه تر [تعجب] نه جدی این چه توصیفی[خرخون]

لعيا اعتمادسعيد

واقعا؟؟؟

مرضیه

گره‌ تك‌تك‌ بغض‌هایمان‌ را باز میكنی و دل شكسته‌مان‌ را بند میزنی ... سنگینی ها را برمیداری و جایش‌ سبکی میگذاری و راحتی ... بیشتر از تلاشمان‌ خوشبختی میدهی و بیشتر از حجم لب‌هایمان، لبخند ...

فاطمه

اگر مهمونی ای بدون این دنگ و فنگا داری بگو بیایم!!!! اینا که خوراک کاره!!!!